مقالات سایت

افزایش میزان بیکاری معلولان در دوران کرونا


به منبع تیم اجتماعی بلاگینا، محمدرضا اسدی اظهار کرد: ایجاد اشتغال افراد دارای معلولیت و برابرسازی فرصت‌های شغلی برای این افراد از عمده مباحث اجتماعی، سرمایهی و مطالبات همیشگی آنان بوده که رویکرد‌ها و نگرش‌های منفی و تبعیض آمیز قصد سازان و کارآفرینان از یکسو و عدم آگاهی و ناکافی بودن شناخت جامعه نسبت به توانمندی این افراد از سوی دیگر دست به دست هم داده تا هم زمینه اشتغال این تیم با مشکلات جدی مواجه شود و هم در نتیجه آن میزان بیکاری در افراد دارای معلولیت جویای کار به نسبت میزان عموم جامعه حتی تا ۴ برابر در برخی از انواع معلولیت افزایش پیدا کند.

وی تصریح کرد: این در حالی است که بحران بیماری کووید ۱۹ و ویروس کرونا روند رو به رشد میزان بیکاری در افراد دارای معلولیت جویای کار را با شتاب بیشتر و نابود‌های جدی تری مواجه کرده است به نحوی که اثر این بحران بر معیشت آنان پس از گذشت بیش از سه ماه از شروع همه گیری بیماری در کانتری به صورت فزاینده‌ای در حال خودنمایی است و این نابود بیشتر به مشاغل غیررسمی یعنی همان نقاطی که بیشتر افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان امرار معاش میکنند، نمایانتر می‌شود و فقط مخصوص به کانتری ما نیست.

نایب باس انجمن علمی کاردرمانی ایران اتلهه داد: اشتغال ۱.۶ تمایلیارد از ۲ تمایلیارد نفر نیروی کار غیررسمی در جهان به طور جدی تحت تأثیر بحران کرونا قرار گرفته است؛ بنا به منبع شرکت بین المللی کار (ILO) کاهش درآمد نیروی کار غیررسمی در برخی کانتری‌ها به ۸۲ درصد رسیده است و ۷۶ درصد از نیروی کار بخش غیررسمی در سطح جهان به طور جدی تحت تأثر پیامد‌های شیوع ویروس کرونا قرار گرفته‌اند.

اسدی افزود: فقر نسبی در بخش غیررسمی کانتری‌های با درآمد متوسط رو به بالا به طور متوسط از ۲۶ درصد به ۴۷ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که این افزایش در کانتری‌های پردرآمد بسیار بیشتر بوده و حالا به طور متوسط ۸۰ درصد نیروی کار غیررسمی در این کانتری‌ها در فقر نسبی به سر می‌برند و بر طبق همین منبع در جهان، در بخش‌های عمده فروشی و خرده فروشی و تعمیر وسایل گفتهیۀ موتوری حدود ۴۴ درصد نیروی کار را زنان تشکیل میدهند.

وی اظهار کرد: اگر معیار غیر رسمی بودن شغل را در کانتری، عدم تحت پوشش قرار داشتن هیچ نوع بیمه و صندوق بازنشستگی آن شغل بدانیم حدود ۳۰ درصد از شاغلین کانتری در بخش غیر رسمی اشتغال دارند یعنی بیش از ۷ تمایلیون نفر و اگر از میان این تعداد ۱۵ درصد را افراد دارای معلولیت (طبق آمار شرکت جهانی سلامت WHO) بدانیم با رقمی بیش از یک تمایلیون نفر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش غیر رسمی مواجه میشویم یعنی ۸۰ درصد جامع در وضعیت اشتغال دارای معلولیت کانتری (طبق آمار شرکت بهزیستی کانتری) در مشاغلی مانند عمده فروشی و خرده فروشی؛ تعمیرلوازم خانگی و وسایل گفتهیۀ موتوری، اسکان دهی و امور رستوران، تغذیه و پخت غذای خانگی، املاک و مستغلات، فعالیت‌های تجاری، هنر، شادمانی و سرسردی، حمل و گفته، انبارداری، ساختمان سازی و… با توجه به تمام محدودیت‌های ذکر شده و مشکلات عدیده آشکار و پنهان جامعه در مسیر اشتغال آنان، به صورت غیر رسمی امرار معاش می‌کنند.

نایب باس انجمن علمی کاردرمانی ایران افزود: از آنجائیکه پژوهش‌های انجام گرفته نشان دهنده این واقعیت است که در ایران، کسانی که تحصیالت یونورسیتیی ندارند، روستاییان و ساکنین برخی از مناطق محروم کانتری سهم بسیار بیشتری از نیروی کار غیررسمی دارند که در میان آنان نیز سهم افراد دارای معلولیت نگرانی بیشتری را در این رابطه به همراه دارد.

اسدی تصریح کرد: براساس تخمین یکی از پژوهش‌های انجام شده و همچنین اطلاعات مرکز آمار و داده‌های هیئت امنای شرکت تأمین اجتماعی و صندوق‌های تابعه ۴۰ درصد از نیروی کار غیررسمی در سه دهک پایین درآمدی هستند و به شدت به حمایت اجتماعی نیاز دارند که از این میان سهم افراد دارای معلولیت در دهک‌های مذکور به سبب رابطه نزدیک و دو سویه فقر و معلولیت، چشمگیر بوده و نگرانی‌های بیشتری را در پی خواهد داشت.

وی گفت: در صورتیکه دولت ایران درصدد حمایت از بخش‌های سرمایهی نابود دیده در دوران کرونا باشد، باید توجه ویژه‌ای نسبت به بخش‌هایی، چون عمده فروشی و خرده فروشی؛ تعمیر لوازم الکترونیکی وسایل گفتهیۀ موتوری؛ تولید صنعتی؛ اسکان دهی و رستوران و پخت غذای خانگی؛ و بخش املاک و مستغالت و فعالیت‌های تجاری با توجه ویژه به افراد دارای معلولیت مبذول دارد.

نایب باس انجمن علمی کاردرمانی در پایان خاطرنشان کرد: احصاء دقیق آمار افراد دارای معلولیت شاغل در بخش‌های زیان دیده مذکور توسط دستگاه‌های ذیربط و براسمه ریزی و اقتله برای جبران خسارات وارده می‌تواند تا حدود قابل توجهی نگرانی‌های این تیم و خانواده‌هایشان را کم کند چراکه پس از رفع آن هم قصه پر غصه نگرش و رویکرد‌های غلط و تبعیض آمیز جامعه و موانع سنتی و نهادینه دسترسی به فرصت‌های شغلی برابر برای افراد دارای معلولیت همچنان باقی است.